setarehbaran - مطالب هفته چهارم آبان 1395

که بسیاری آن را با فارس‌های ایتالیای باستان و تئاتر مردمی لاتین مرتبط می‌بینند، ‌اما آنچه در این هنر خودجوش نهفته شده، نوعی قصه‌گویی مردمی است که هدفش تلاش برای تفهیم آن به مردم با ساده‌کردنش است. کمدی دل‌آرته می‌بایست «به شخصیت‌ها و پی‌رنگ‌های خود، رنگی مردمی می‌بخشید. به‌خصوص که بازیگران حرفه‌ای آن می‌بایستی برای جمع گسترده‌ای از مردم قابل‌فهم می‌بودند.»١پوپولیست‌بودن فو در‌عین‌حال با این ایده برشتی هماهنگ است که مردم می‌‌توانند عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین مطالب را دریابند، به شرط آنکه از دل زندگی و تاریخ‌شان برآمده باشد و با زندگی‌شان ارتباطی مستقیم و ملموس داشته باشد. بااین‌حال در پوپولیست‌بودن فو همواره نوعی روشنفکری ناخواسته و شاید خواسته وجود دارد

داریو فو شخصیتی که همیشه لبخند می زد

داریو فو شخصیتی که همیشه لبخند می زد 

داریو فو فردی که همه عکس های آن را با لبخند روی لب می بینیم. کسی که همیشه شاد بود و آرام و با لبخند سخن می گفت. در دربار پادشاهان و فرمانروایان همواره گروهی مجاز بودند تا با نمایش طعنه‌آمیز، رفتار فرمانروایان را به تمسخر بگیرند و سیاست‌های آنان را با خنده، شوخی و بداهه به چالش بکشند،

 

در آن صورت فرمانروایان با دیدن آنان، یعنی با دیدن کسانی که در حضورشان رفتار، حرکات و صدایشان را تقلید می‌کردند به وجد می‌آمدند می‌خندیدند و بابت این کار به آنان پاداش می‌دادند، آن‌گاه درباریان در حضور پادشاهان فریادزنان می‌گفتند: چه شاه دموکراتی، او آن‌قدر سعه‌صدر دارد که حتی به خود نیز می‌خندد!

 

اما این تمامی حقیقت ماجرا نبود زیرا آن دسته نمایش‌دهنده تنها در محفل خصوصی پادشاه مجاز بودند چنین نمایشی را به اجرا درآورند، در صورتی‌که اگر همین نمایش به‌جای مکانی خصوصی در مکانی عمومی، در خیابان‌ها، میادین شهر و … به اجرا درمی‌آمد آن‌گاه‌ به‌جای پاداش تنبیه سختی به انتظار نمایش‌دهندگان بود.
داریو فو شخصیتی که همیشه لبخند می زددر عالم نمایش اهمیت «داریو فو» در آن است که او اگرچه همان کاری را می‌کند که آن «گروه مجاز» در دربار می‌کردند، یعنی نمایش می‌نویسد و فی‌البداهه آن را اجرا می‌کند، فرمانروایان را نقد و مضحکه می‌کند اما فو به‌جای محفل خصوصی، نمایش را در عرصه عمومی – جایی که مردم حضور دارند- به اجرا درمی‌آورد.

 

فو با این کار انحصار تماشای نمایش را از دست عده‌ای خارج می‌کند و تماشاچی به معنای واقعی را به صحنه می‌آورد.بدین‌سان فو با ازمیان‌بردن مرزهای تصنعی، خنده را نیز از تصنع خارج کرده، آن را عمومی می‌کند. داریو فو به این تعبیر، از پیشگامان ملی‌کردن خنده است، به نظر فو تنها با ملی‌شدن خنده است

 

که حقیقت ماجرا روشن می‌شود. خنده هنگامی رُخ می‌دهد و به اصطلاح اَلو می‌گیرد که «دیگری» حضور داشته باشد. خنده اگر، خنده باشد باید پژواک داشته باشد، بنابراین باید دیگری در انواع متنوع آن حضور داشته باشد تا خنده محصور و منحصر نماند.

 

به بیانی دیگر، خنده نباید سفارش داده شود یا مطابق دستورالعمل و آیین‌نامه انجام گیرد که بالعکس، خنده باید شلیک شود، ‌تنها این شلیک خنده است که می‌تواند حد و مرزهای تعیین‌شده را مخدوش کند.فو به هنگام دریافت جایزه نوبل ١٩٩٧ گفت هیچ‌چیز به اندازه خنده، قدرت را هراسان نمی‌کند. بااین‌حال،

 

فو در «خنده» و در هیاهوی پدیدآمده آن متوقف نمی‌ماند. اگر فو در خنده متوقف می‌ماند، متن‌های نمایشی‌اش جز هجو چیز دیگری نبودند. فو با یک تیر دو نشان می‌زند، اولا درصدد برمی‌آید که تماشاچی را بخنداند و ثانیا در پی آن می‌رود تا واقعیت را در پس خنده بنمایاند. البته ممکن است واقعیت خشم و انزجار به بار آورد.

 

فو دراین‌باره می‌گوید که او در پی هدف خود به منظور ساختن تئاتر به یک ماشین بزرگ که تماشاگر را به خنده وامی‌دارد، به‌دنبال چیزهای دیگری نیز هست و آن به‌وجود‌آمدن خشم و انزجار در تماشاچی است. او این نکته را نیز بلافاصله می‌افزاید که اگر جز این باشد در کار خود هیچ موفق نبوده است.

 

به نظر می‌رسد فو در برخی از بنیادی‌ترین خصلت‌های آدمی، نوعی درهم‌آمیختگی می‌بیند که از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. بدین‌سان سنتز خنده و خشم و یا به تعبیر دقیق‌تر جدانشدن خنده و خشم، شعر و سیاست، ‌عامه‌پسندبودن در همان متعهدشدن از ویژگی‌های منحصربه‌فرد فو می‌باشد.

 

داریو فو به مردم، درواقع به توده مردم اهمیت می‌دهد. این اهمیت به مردم او را در ردیف پوپولیست‌ها قرار می‌دهد، به‌ویژه آنکه او از مضامین کمدی د‌ل‌آرته استفاده می‌کند. سابقه کمدی دل‌آرته* به شش، هفت قرن قبل بازمی‌گردد. این کمدی نوعی هنر خودجوش بازیگران قرون وسطایی است

 

که بسیاری آن را با فارس‌های ایتالیای باستان و تئاتر مردمی لاتین مرتبط می‌بینند، ‌اما آنچه در این هنر خودجوش نهفته شده، نوعی قصه‌گویی مردمی است که هدفش تلاش برای تفهیم آن به مردم با ساده‌کردنش است. کمدی دل‌آرته می‌بایست «به شخصیت‌ها و پی‌رنگ‌های خود، رنگی مردمی می‌بخشید. به‌خصوص که بازیگران حرفه‌ای آن می‌بایستی برای جمع گسترده‌ای از مردم قابل‌فهم می‌بودند.»١
داریو فو شخصیتی که همیشه لبخند می زدپوپولیست‌بودن فو در‌عین‌حال با این ایده برشتی هماهنگ است که مردم می‌‌توانند عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین مطالب را دریابند، به شرط آنکه از دل زندگی و تاریخ‌شان برآمده باشد و با زندگی‌شان ارتباطی مستقیم و ملموس داشته باشد. بااین‌حال در پوپولیست‌بودن فو همواره نوعی روشنفکری ناخواسته و شاید خواسته وجود دارد

 

که او را متفاوت می‌کند. روشنفکری در زمانه‌ای که فو می‌زیست با حقیقت پس‌پرده پیوند داشت، لازمه این کار البته آن بود که ظواهر جملگی پس زده شود تا از دل آن، حقیقت ماجرا در رفتارها و کنش‌های فردی و جمعی نمایان شود.

 

برای روشن‌ترشدن موضوع می‌توانیم نمونه‌ای از داستانسرایی و یا بهتر آنکه بگوییم به حکایتی که فو از داستانسرایی به نام ایزابلا آندره می‌آورد توجه کنیم، به‌خصوص آنکه فو به مخزن بزرگی از قصه، حکایت، اِفه‌های نمایشی و ترفندهای بازیگری که در دل کمدی دل‌آرته نهفته دسترسی داشته است: «… زنی کینه و خشم

 

نشان می‌دهد در‌حالی‌که پشت خشم و کینه اشتیاق خود را پنهان کرده است، وسط صحبتش عاشقش را می‌بخشد، درست برعکس، عاشق طوری بازی می‌کند، انگاری به او توهین شده، از این هم بیشتر طوری عکس‌العمل نشان می‌دهد انگاری از معشوق خود متنفر شده است. زن به عاشق خود حمله می‌کند،

 

هرچه از دل تنگش برمی‌آید می‌گوید، ادای مرد را درمی‌آورد، مرد هم کوتاه نمی‌آید، او هم معشوق را مسخره می‌کند. زن اول ناراحت می‌شود، ولی بعد از دست خودش خنده‌اش می‌گیرد، حال هر دو از حرکات و حرف‌های هم به خنده می‌افتند، حس می‌کنند با این کارها می‌خواسته‌اند خودشان را مهم جلوه بدهند، ‌سرآخر از بس می‌خندند از حال می‌روند.»٢

 

در حکایتی که فو نقل می‌‌کند مجموعه‌ای از صفات بنیادین یک‌جا جمع است از جمله: خشم، کینه، حسادت، نفرت، اشتیاق و نومیدی، اما باز فو در پس آنها به‌دنبال چیز دیگری است، ‌آن چیزی که اتوریته رسمی را پس می‌زند: حقیقت آناست که هر دو می‌خواهند خود را مهم جلوه دهند. فو با ابزار خنده و تنها خنده می‌تواند در «خشک‌بودن» «خود را مهم جلوه دادن» نرمش به وجود آورد.

 

*«مرگ تصادفی یک آنارشیست»، نمایش‌نامه‌ای است که فو به‌خاطر آن برنده جایزه نوبل می‌شود. داستان به ماجرای تلخ و واقعی کارگر راه‌آهن برمی‌گردد که به جرم بمب‌گذاری دستگیر می‌شود و در بازداشت می‌میرد، درحالی‌که هیچ ربطی به بمب‌گذاری واقعی نداشته است بلکه صحنه‌سازی پلیس است.

 

در این نمایش مردی که «روانی» نامیده می‌شود، بازیگر اصلی نمایش است. او خود را به چهره‌های گوناگون درمی‌آورد تا با لوده‌بازی پرده از ماجرا بردارد: روانکاو، استاد دانشگاه، پروفسور، آنارشیست و عضو اصلی دیوان‌عالی و… نمونه‌هایی از نقش‌هایی‌اند که روانی بازی می‌کند.

 

به همین روی مکررا به اتهام جعل نام و کلاهبرداری به پلیس احضار می‌شود، اما هربار تبرئه می‌شود؛ «روانی: جمعا یازده‌بار دستگیر شدم. ولی دوست دارم خاطرنشان کنم که هیچ‌وقت عملا محکوم نشدم.»٣

 

علت محکوم‌نشدن روانی تبحری است که وی در سفسطه و «بازی نقش» دارد، علاوه بر این او همواره از برگی برنده استفاده می‌کند و آن اینکه خود را دیوانه معرفی می‌کند، تا تحتاین پوشش از اتهامات مبری شود. «روانی: کلاهبرداری وقتیه که طرف عاقل باشه، بله کاملا درسته، ولی من دیوانه‌ام،

 

گواهی پزشکی دارم! بفرمایید این پرونده پزشکیمه… شونزده‌بار بستری شدم. همه‌اش هم به یک دلیل هیستروئیک مانیا، از ریشه لاتین هیستریونوس، یعنی «بازی نقش»… سرگرمی موردعلاقه‌ام، می‌دونین، تئاتره! و تئاتر من تئاتر من تئاتر واقعیه!»٤

 

گذشته از مضمون سیاسی که در دل نمایش «مرگ تصادفی یک آنارشیست» وجود دارد و در نوشته‌ها عمدتا به آن پرداخته شده است، استفاده فو از مضامین کمدی دل‌آرته مهم است. این مضامین متکی بر استفاده از سرعت‌عمل، متکی‌بودن بر انعطاف چهره و بدن و همین‌طور بداهه‌پردازی است.

 

فو با استفاده از موقعیت‌های تجربی و حقیقی از پتانسیل تنوعات بی‌نهایت نیز بهره می‌گیرد. استفاده از ماسک و صورتک از دیگر ویژگی‌های کمدی دل‌آرته است. اساسا به یک تعبیر کمدی دل‌آرته به کمدی صورتک‌ها و کمدی در آستین است. «این قالب اصیل هنر تماشا هنگامی دل‌/ آرته نام گرفت که بازی‌گران حرفه‌ای آن را بازی کردند

 

و تصمیم گرفتند در برابر غیرحرفه‌ای‌های نابلد در دربارها و آموزش‌گاه‌ها، گروه‌هایی منظم تشکیل دهند، نخست کمدی بداهه و کمدی مضمونی نام داشت، بعد کمدی در آستین خوانده شد… بعدها به کمدی صورتک‌ها نیز مشهور شد.»٥

 

واقعیت آن است که داریو فو می‌توانست از کلیه داستان‌ها، حکایات و به‌خصوص نقالی‌ها که در صندوقچه‌ای پنهان است و ما از آن بی‌خبریم استفاده کند و آن را طوری به نمایش درآورد که برای همه قابل فهم و دلنشین باشد. اما چنان که گفته شد او نمی‌خواهد در خنده متوقف بماند بلکه می‌خواهد درعین‌حال «تلخک»*** باشد.

 

پی‌نوشت‌ها:

* «کمدی دل‌آرته چیزی شبیه تخت‌حوضی خودمان – البته کامل‌تر و پیچیده‌‌تر از سویی ظریف‌تر با همان شخصیت‌های کهن‌‌الگویی، بازی موقعیت‌ها، کمدی موقعیت، موقعیت کمیک، بازی با کلام و…» است.» به نقل از مقدمه داریوش مؤدبیان بر کتاب «کمدی هنر تئاتر»

 

** به نظر می‌رسد اساسا خنده و به‌خصوص با تعبیری که داریو فو از خنده دارد، درعین‌حال نقد «ایدئولوژی» نیز باشد. ایدئولوژی که با محقق و مهم جلوه‌دادن خود سعی در ارائه روایتی خدشه‌ناپذیر دارد.

 

*** داریو فو به‌هنگام دریافت نوبل گفت به تئاتر نیامدم که هملت بازی کنم بلکه آمدم که تلخک باشم.

 

١، ٥. کمدیا دل/‌‌آرته، جاکومو اورلیا، ترجمه ناتالی چوبینه

 

٢. «فرهنگ کوچک هنرپیشه»، داریو فو، ترجمه ایرج زهری

 

٣، ٤. «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، داریو فو، ترجمه یدالله آقاعباسی

 

 

منبع مطلب :

http://www.parsnaz.ir/


تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : میهن بلاگ 36 | نظرات

و در ماه بعد فروش آن آغاز شد. مهاجرت گوگل به ال جی باعث تعجب بسیاری از کاربران شد اما باید اعتراف کرد کره ای ها در بازار بین المللی خوب ظاهر شده بودند. ال جی اپتیموس جی یکی از موفقیت های بزرگ این شرکت محسوب می شود و توانایی آنها را در ساخت تلفن های هوشمند رده بالا نشان می داد. نکسوس 4 بر پایه همین تلفن هوشمند ساخته شده و یکی از بهترین و موفق ترین نکسوس ها به شمار می رود.ال جی به عنوان سازنده نکسوس بعدی باقی ماند و نسخه پنجم این تلفن همراه هوشمند در 31 اکتبر 2013 معرفی شد. گوگل مجددا در نکسوس 5 از ترفند استفاده از سخت افزار نزدیک به محصولات رده بالا و قیمت پایین استفاده کرد. نمایشگر 4.95 اینچ 1080 پی، پردازنده چهار هسته ای 2.26 گیگاهرتزی و رم دو گیگابایتی سخت افزار این محصول را تشکیل می دهد.

گوشی های نکسوس در خط پایان و خداحافظی

گوشی های نکسوس در خط پایان و خداحافظی 

گوگل با برند نکسوس خداحافظی کرد تا برند پرقدرت پیکسل را به بازار جهانی عرضه کند و تا این جای کار موفق بوده است. بعد از عرضه اولین گوشی نکسوس در سال 2010 پروژه ساخت گوشی مخصوص برای گوگل به عنوان یک پروژه آزمایشی کلید خورد و این گوشی بیشتر در اختیار توسعه دهندگان اپلیکیشن برای سیستم عامل نوپای اندروید بود.

 

پس از طی شدن مراحل آزمایشی، نکسوس وان در اختیار عموم قرار گرفت.پس از معرفی نکسوس، گوگل تصمیم قطعی خود را گرفت تا خانواده ای از محصولات شامل گوشی و تبلت و حتی پلیر را خود طراحی کند و تولید آن را به شرکای بزرگی مثل سامسونگ و ال جی بسپارد.

 

به این ترتیب خانواده نکسوس مستقیما توسط گوگل به روز رسانی و طراحی می شوند و معمولا گوگل با معرفی هر نسخه جدید اندروید، محصولاتی را به خانواده نکسوس اضافه می کند. خانواده نکسوس برای رکوردشکنی در بنچ مارک ها طراحی نشده اند و لذا نسبتا ارزان هستند.

 

امسال نیز گوگل بعد از ماه ها شایعه و انتظار بالاخره سری جدید نکسوس را معرفی کرد ولی این بار با یک تغییر اساسی؛ گوگل دیگر از اسم نکسوس استفاده نکرد و سری جدید خود را پیکسل نامید تا به نوعی متحول شدن این محصول را نشان دهد. در این مطلب کمی خانواده نکسوس را بررسی کرده ایم تا ببینیم مدل جدید چقدر پیشرفت کرده است.

گوشی های نکسوس در خط پایان و خداحافظیاز کجا آمده ام، به کجا خواهم رفت

اولین نکسوس در واقع موتور محرکی برای صنعت تلفن همراه هوشمند بود. در پنجم ژانویه سال 2010 گوگل نکسوس وان را که اولین تلفن هوشمند این برند محسوب می شود، معرفی کرد. این محصول تحت اندروید 2.1 نان خامه ای اجرا می شد و نمایشگری 3.7 اینچی با پنل AMOLED داشت.

 

از دیگر مشخصات فنی این محصول می توان به پردازنده یک گیگاهرتزی اسنپدراگون، 512 مگابایت رم، 512 مگابایت فضای داخلی (190 مگابایت در دسترس کاربر) و باتری 1400 میلی آمپری اشاره کرد.بسیاری از کاربران در آن زمان تجربه جالبی با این محصول نداشتند، بنابراین گوگل از اشتباهات خود درس گرفت و این محصول را در ماه مه 2010 از فروشگاه های خود حذف کرد.

 

گوگل در دومین تلفن هوشمند نکسوسی خود ترجیح داد به شرکتی دیگر روی بیاورد و این بار با سامسونگ برای ساخت نکسوس اس وارد همکاری شد. این محصول این بار از اندروید 2.3 نان زنجبیلی برخوردار است و در دسامبر 2010 معرفی شد. تلفن هوشمند معرفی شده توسط گوگل دوباره نمایشگرها را بزرگتر کرد و این بار به چهار اینچ Super AMOLED رسید. ویژگی خاص این محصول،

 

چیپ ارتباط از راه نزدیک NFC و حافظه داخلی 16 گیگابایتی بدون پشتیبانی از MicroSD است اما دیگر مشخصات فنی پیشرفت آنچنانی نسبت به نکسوس وان نداشت.نکسوس اس توانست در زمان خود انتظارات زیادی را برطرف کند و در بسیاری از فروشگاه های مجازی و خرده فروشی به خوبی فروخته شد.

 

هر چند از آمار دقیق خبری منتشر نشد اما طبق گفته سامسونگ، از فصل دوم سال 2011 تا یک سال بعد، 512 هزار عدد نکسوس اس 4 جی به فروش رسید.گوگل همکاری خود را با سامسونگ ادامه داد و نکسوس اس کهکشان را که یکی از تلفن های هوشمند خوب زمان خود محسوب می شد، معرفی کرد.

 

این محصول از دو جهت حائز اهمیت بود. یکی این که یک تلفن هوشمند نکسوسی بود و دوم از نام گلکسی بهره می برد که منحصرا در محصولات کهکشانی سامسونگ استفاده می شود.معرفی گلکسی نکسوس به دلیل فوت استیو جابز در تاریخ پنجم اکتبر به تعویق افتاد

 

و نهایتا در 19 اکتبر سال 2011 معرفی و یک ماه بعد به بازار عرضه شد اما گلکسی نکسوس یک موفقیت بزرگ برای این دو شرکت محسوب نمی شود و فروش آن بسیار ناچیز بود.بار دیگر گوگل ترجیح داد شرکت سازنده نکسوس را عوض کند و این بار به سراغ ال جی رفت و در 29 اکتبر 2012 نکسوس 4 به دنیا آمد

 

و در ماه بعد فروش آن آغاز شد. مهاجرت گوگل به ال جی باعث تعجب بسیاری از کاربران شد اما باید اعتراف کرد کره ای ها در بازار بین المللی خوب ظاهر شده بودند. ال جی اپتیموس جی یکی از موفقیت های بزرگ این شرکت محسوب می شود و توانایی آنها را در ساخت تلفن های هوشمند رده بالا نشان می داد. نکسوس 4 بر پایه همین تلفن هوشمند ساخته شده و یکی از بهترین و موفق ترین نکسوس ها به شمار می رود.
گوشی های نکسوس در خط پایان و خداحافظیال جی به عنوان سازنده نکسوس بعدی باقی ماند و نسخه پنجم این تلفن همراه هوشمند در 31 اکتبر 2013 معرفی شد. گوگل مجددا در نکسوس 5 از ترفند استفاده از سخت افزار نزدیک به محصولات رده بالا و قیمت پایین استفاده کرد. نمایشگر 4.95 اینچ 1080 پی، پردازنده چهار هسته ای 2.26 گیگاهرتزی و رم دو گیگابایتی سخت افزار این محصول را تشکیل می دهد.

 

نکسوس 5 همراه با اندروید 4.4 کیت کیت کت عرضه شد و توانست تبدیل به یکی از محصولات بسیار قدرتمند با پلتفرم روان و قیمت مناسب شود.و بالاخره رسیدیم به تلفن هوشمند سری نکسوس که البته نام «فبلت نکسوسی» بیشتر برازنده آن است. بار دیگر گوگل مهاجرت کرد

 

و این بار با موتورولا وارد همکاری شد. موتورولانکسوس در اکتبر 2014 معرفی و از نوامبر فروش آن از طریق فروشگاه گوگل و وب سایت موتورولا آغاز شد. نکسوس 6، به باور بسیاری از کاربران نمونه بزرگ تر و موفق تر این محصول موتورولا یعنی موتواکس 2014 است.

 

این محصول از همان زبان طراحی و شمای کلی بهره می برد و نمایشگر آن شش اینچی شده بود. بدین ترتیب جای خالی یک فبلت نکسوسی هم پر شد. بعد از آن شرکت گوگل فبلت نکسوس 7 را به بازار فرستاد که علاوه بر حفظ طراحی قبلی، ویژگی های سخت افزاری بسیار بهتری داشت و با استقبال خوبی روبرو شد.

 

پیکسل؛ شروعی دوباره

دو دستگاه جدید گوگل که به تازگی معرفی شده اند، تقریبا از لحاظ سخت افزاری مشابه هستند و بیشترین تفاوت آنها در اندازه و وزن مشهود است. پیکسل به نمایشگری پنج اینچی مجهز شده در حالی که نمونه اکس ال موبایلی 5.5 اینچی است که در دسته فبلت ها جای می گیرد.

 

پنل نمایشگر هر دو موبایل از نوع AMOLED است. قلب تپنده هر دو موبایل، چیپ ست مجتمع اسنپدراگون 831 است که می توان آن را پرچمدار کنونی کوالکام دانست.این چیپ ست به پردازنده ای چهار هسته ای تجهیز شده که در نهایت می تواند با فرکانس پردازشی 2.15 گیگاهرتز محاسبات را انجام دهد.

 

دوربین این دستگاه نیز با لنز 13 مگاپیکسلی در آزمایش ها امتیاز بسیار خوبی دریافت کرده است و ویژگی های خاصی دارد.پیکسل همچنین از سنسور اثر انگشت برخوردار است که در بخش پشتی دستگاه قرار گرفته و در پنل جلویی موبایل هیچ کلیدی وجود ندارد. از دیگر مشخصات این موبایل ها می توان به چیپ NFC برای انجام ساده تر پرداخت های موبایلی و همچنین درگاه USB-C اشاره کرد

 

ولی خارج از بحث سخت افزار، ویژگی های جدید گوگل نوید شروع بسیار خوبی را می دهد.پاسخ گوگل به رقابت با Siri و Alexa، یکی از مهم ترین قابلیت های پیکسل را تشکیل می دهد. دستیار گوگل بسیار پیشرفته تر و قابل تر از دستیار صوتی Google Now روی دیگر موبایل های اندرویدی است

 

زیرا اطلاع کاملی از وقایع و رخدادهای موبایل داشته و می تواند اپلیکیشن های محبوب شخص ثالث همچون واتس آپ و Open Table را نیز به خدمت بگیرد.
گوشی های نکسوس در خط پایان و خداحافظی به گزارش پارس ناز همچنین هر دو موبایل پیکسل اولین دستگاه هایی هستند که از پلتفرم واقعیت مجازی گوگل یعنی Daydream پشتیبانی می کنند. برای تجربه کامل از VR نیاز به هدست های جدید Daydream خواهید داشت. با استفاده از این پلتفرم می توانید بازی های واقعیت مجازی و ویدئوهای مبتنی بر این فناوری را تماشا کنید.

 

موبایل های پیکسل در دو ظرفیت 32 یا 128 گیگابایت عرضه می شوند اما خبری از پشتیبانی کارت حافظه microSD در آنها نیست. بنابراین اگر در هر زمان با مشکل کمبود حافظه مواجه شوید، تصاویر و ویدئوهایی که از طریق Google Photos پشتیبان گیری شده اند،

 

به تدریج از حافظه داخلی موبایل حذف خواهند شد. توجه داشته باشید که این تصاویر و ویدئوها با کیفیت اصلی و کامل روی سرورهای کلاود گوگل ذخیره شده، بنابراین با حذف آنها از حافظه داخلی موبایل چیزی را از دست نمی دهید.

 

به علاوه اگر در حین استفاده از موبایل های پیکسل به هرگونه مشکلی برخورد کنید، به راحتی می توانید وارد منوی تنظیمات شده و تماس صوتی یا ارتباط نوشتاری را با تیم پشتیبانی از مشتریان گوگل برقرار سازید. این تیم به صورت 24 ساعته در هفت روز هفته در خدمت شماست.

 

در این سیستم پشتیبانی می توانید حالت اشتراک گذاری نمایشگر را فعال کنید تا کارمند گوگل بتواند کنترل دستگاه را در دست گرفته و به شما نشان دهد چگونه می توانید مشکل موجود را رفع کنید.

 

 

منبع مطلب :

http://www.parsnaz.ir/


تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : میهن بلاگ 36 | نظرات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic